سفارش تبلیغ
صبا
هیچ مال از خرد سودمندتر نیست ، و هیچ تنهایى ترسناکتر از خود پسندیدن ، و هیچ خرد چون تدبیر اندیشیدن ، و هیچ بزرگوارى چون پرهیزگارى ، و هیچ همنشین چون خوى نیکو ، و هیچ میراث چون فرهیخته شدن ، و هیچ راهبر چون با عنایت خدا همراه بودن ، و هیچ سوداگرى چون کردار نیک ورزیدن ، و هیچ سود چون ثواب اندوختن ، و هیچ پارسایى چون باز ایستادن هنگام ندانستن احکام ، و هیچ زهد چون نخواستن حرام ، و هیچ دانش چون به تفکر پرداختن ، و هیچ عبادت چون واجبها را ادا ساختن ، و هیچ ایمان چون آزرم و شکیبایى و هیچ حسب چون فروتنى ، و هیچ شرف چون دانایى ، و هیچ عزت چون بردبار بودن ، و هیچ پشتیبان استوارتر از رأى زدن . [نهج البلاغه]

دنیای کوچک چشمان من

ارسال‌کننده : samira در : 95/6/3 2:41 عصر

#پنداموز 

به دنیا نیامده ایم که چوب قضاوت به دست بگیریم و سر هر راه و بیراهی مردم را قضاوت کنیم. ما مرکز دنیا نیستیم، حتی اگر این به نظرمان برسد. ما لبریز از اشتباهات و کمبودهایی هستیم که دیگران را به خاطرش تحقیر می کنیم. حواسمان به قضاوتهایمان باشد...




کلمات کلیدی :

نگاه به آینده

ارسال‌کننده : samira در : 95/5/13 6:18 عصر

#برای_شما 

اگر شما تمامِ علم و علمای جهان را هم جمع کنید. حتی نمی توانید لباسی را که دیشب در مهمانی پوشیده بودید را عوض کنید و یک لباس دیگر بپوشید.تمام شد و رفت. 

وقتی هیچ کس نمیتواند هیچ کاری برای گذشته بکند چرا آدم باید در گذشته بماند؟ 

 

از گذشته باید آموخت ، نباید به آن آویخت. گذشته برای آموزش است

نه برای سرزنش.




کلمات کلیدی :

غم تو

ارسال‌کننده : samira در : 95/5/13 4:58 عصر

 

تو کجا ؟  کوچه  کجا ؟  

  پنجره  باز  کجا ؟


من  کجا ؟ عشق  کجا ؟ 

طاقتِ آغاز  کجا ؟


تو به لبخند و نگاه?

منِ دلداده به آه?

بنشستم؟


تو در قلب و

منِ خسته به چاه؟


گُنه از کیست ؟

از آن پنجره ی باز ؟


  از آن لحظهِ   آغاز ؟

  از آن چشمِ ِ گنه کار ؟

از آن لحظه ِ  دیدار ؟


کاش میشد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت،

همه بر دوش  بگیرم

 

سمیــــــــــــــــــــــــــsamiraـــــــــــــــــــــــــرا

 




کلمات کلیدی :

سلامتی خودم

ارسال‌کننده : samira در : 95/5/9 10:36 صبح

سلامتی خودم

 که هزار بارواسه کسی که دوسش دارم غرورمو شکستم

اما اون تویادشم نموند

سلامتی خودم

که ازش عشق گدایی کردم

اما اون دست رد به شونم زد

سلامتی همون عشقای نیمه جون و نصفه نیمه قدیم

هرچی بود توش مو نبود




کلمات کلیدی :

دنیای کوچک چشمان من

ارسال‌کننده : samira در : 95/5/9 10:33 صبح

گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، نفسی برای ماندن در کنار او نخواهی داشت!

پس با کسی بمان که نصف راه را به سمتت دویده باشد!




کلمات کلیدی :

   1   2      >